صفحه اصلی  | آرشیو  |   درباره ما  |  تماس با ما  |  پیوندها

سه شنبه 20/11/1388
افروغ: در 22 بهمن از شعارهاي ضد وحدت ملي پرهيز شود             سيد محمد خاتمي: در حرکت اصلاح‌طلبی به بیگانه چشم ندوخته‌ایم              رئيس‌مجلس: دولت به اجرای متن قانون بپردازند             آغاز عمليات اجرايي توليد سوخت هسته‌اي             روحاني: مي خواهيم همه 70 ميليون ايراني در قدرت سهيم باشند             مگر رضازاده دکتر است که به ما آمپول می زد؟             57 نماينده مجلس: نگذارید مرتضوی از تعقیب قضايي مصون بماند             هزينه اينترنت در ايران گران‌تر از قيمت‌هاي جهاني             احمد توكلي : دولت بر خلاف مصوبه مجلس عمل كرده است             درخواست مطهری از موسوي: مانند علي(ع) از حق خود بگذريد             اعتراض به برخورد گزينشي صدا و سيما با كلام امام خميني(ره)             آمادگي ايران براي عملياتي كردن توافق هسته‌اي             قالیباف: با استفاده از خرد جمعی می توانیم امور را اصلاح کنیم             موسوي: مقاومت مردم ميراث گرانبهاي انقلاب اسلامي است             پيشرفت ها نتيجه "آزادي و آزادفكري" است            

اقتصاد
داخلی
دانش و فن آوری
دین و اندیشه
جامعه
حوادث
خارجی
عکس
فرهنگ
مجلس
ورزش
بازار
تریبون ملت
ناقد

روايت محمد نوري‌زاد از اخراجش از انجمن قلم

 زمان ارسال : دوشنبه 1388/7/20 ساعت 12:19:21 PM          کد : 33680        نسخه چاپی  

[شبکه خبری ملت - گروه داخلی]

"در انجمن قلم چه گذشت" عنوان يادداشتي است كه محمدنوري‌زاد، كه پيش از اين از هنرمندان و نويسندگان شاخص جريان اصولگرا به شمار مي‌آمد،  در وبلاگ خود منتشر كرده است.  مواضع  اخير محمد نوري‌زاد  در دفاع از حقوق مردم و معترضين انتخاباتي مورد انتقاد و نكوهش  برخي از نويسندگان و نمايندگان انجمن‌هاي  وابسته به دولت قرار گرفته است.

متن يادداشت محمد نوري زاد:

خبرکردند شنبه (همین شنبه گذشته) بیا به انجمن قلم که قرار است مسئله اخراج تورا در نشست هیات موسسین بررسی کنند . خیال رفتن نداشتم . چرا که پیش از این ، به تلخ ترین وجه ممکن ، این اخراج عملا صورت گرفته بود . با درج در کیهان و رجا نیوز و تابناک و ... با الفاظی چون : منافق بریده و به اجانب پیوسته و اینجور عبارات مهیا و از پیش مشخص . اما رفتم . جلسه شروع شد .

جلسه شروع شد اما نه با حضور همه موسسین . که با کمتراز نصفشان . و حال آنکه جلسه با حضور نصف بعلاوه یک موسسین رسمیت پیدا می کرد . یک نفر کم بود . تلفن زدند به یک نفر که بطور غیابی نظرش را بدهد و مشکل قانونی درکار نباشد . طرف از آنطرف خط گفته بود : اگر نوری زاد از کاری که کرده (نگارش نامه به رهبر) توبه می کند و این توبه را در سطحی وسیع منتشر می کند من با ابقای او در انجمن موافقم . خوب ، این یک نفر . مابقی چه ؟ بحث بالا گرفت و من فقط سکوت کردم و سکوت تا هرچه در دل دارند برملا کنند .

اولی گفت : شما با نوشتن این نامه قلب امام زمان را به درد آوردید . قلب خدا را شکافتید . من هرگز باور نمی کردم نوری زادی که آنهمه برای این انقلاب زحمت کشیده و رنج برده ، ناگهان به این ورطه بیفتد و با دشمنان دین و انقلاب همصدا شود . (وخیلی حرفهای دیگر درهمین محدوده )

دومی گفت : هیات مدیره انجمن قلم اخراج آقای نوری زاد را به دلیل نگارش نامه توهین آمیز به مقام معظم رهبری پیشنهاد داده است . من شخصا از دوستان و دوستداران قدیم آقای نوری زاد هستم . اما در این خصوص ، دوستی ما به کنار گذارده می شود . ما برسراعتقاداتمان با کسی تعارف نداریم . اگرچه پدریا برادر یا فرزندانمان باشند . آقای نوری زاد با نوشتن این نامه ، علنا قانون اساسی را که التزام عملی اعضای انجمن قلم به اصل ولایت فقیه درآن تاکید شده ، زیر پاگذارده و خود بخود اخراج است .

اولی ادامه داد : اما با این همه جفایی که آقای نوری زاد به رهبرکرده ، ما با رفتن ایشان از انجمن موافق نیستیم .

دومی گفت : ما هم موافق نیستیم . انگار کسی بخواهد قسمتی از بدن خود را جراحی کند . اما اگر لازم باشد این جراحی باید صورت بگیرد .

اولی گفت : من اطمینان دارم نامه آقای نوری زاد قلب امام زمان را جریحه دار کرده . در مجلس خبرگان ، یکی از نمایندگان به ساحت آقا هتاکی کرد اما ایشان اجازه نداد او را از مجلس اخراج کنند . اما حساب رهبر جداست حساب ما جدا !

دومی گفت : مگر می شود یکی به اسم فرزند ، نامه به پدرش بنویسد و آن را در سایتها منتشر کند .؟ این خطای آقای نوری زاد بهیچوجه قابل گذشت نیست !

اولی گفت : این نامه باید محرمانه به آقا داده می شد .

نوبت به سومی رسید . مفصل صحبت کرد . اصل نامه را نخوانده بود اما باید چیزی می گفت . در باره گمشدن درغروب متوهم صحبت کرد . مفصل . و سرآخر درآمد که : ایکاش می آمدی اینجا و با ما در باره نوشتن این نامه مشورت می کردی .

چهارمی گفت : من برخلاف شما دوستان ، درنامه آقای نوری زاد هیچ نکته انحرافی ندیدم . خیلی خیرخواهانه و دوستانه بود . شما که می گویید رهبر به آن نماینده هتاک مجلس خبرگان اجازه ابقا داده چرا درباره آقای نوری زاد – به شرط این که بپذیریم نامه ایشان هتاکی است – از خود رهبر جلو می افتید و حکم به اخراج او می دهید ؟

دومی درآمد : همه بدانید این آقا (یعنی چهارمی ) که درباره آقای نوری زاد اینطور می گوید و جانبداری می کند ، درانتخابات به آقای موسوی رای داده .

خانمهای جلسه درآمدند که : چه ایرادی دارد . به موسوی رای داده باشد .

دومی گفت : من هم ایرادی نمی بینم . اما داستان آقای نوری زاد که به زعم خود خواسته رهبر را ارشاد کند ، داستان آن پشه ای است که روی فیلی نشست و نیشش زد . سرآخر به فیل گفت : ببخش از این که اذیتت کردم . فیل گفت : من نفهمیدم کی آمدی که حالا بخواهی بروی !

یکی از خانمها به دومی اعتراض کرد که : این چه مثال نامناسبی است که بکار می برید . هم آقای نوری زاد پشه نیست هم آقا : فیل !

اولی به چهارمی گفت : مسئله رهبر یک مسئله است ، مسئله ما یک مسئله . رهبر ممکن است بنا به مصالحی یک نفر را ببخشد ما که نمی توانیم ساکت بنشینیم . ما هم وظیفه ای درقبال رهبرداریم .

خلاصه هرکس چیزی گفت . پنجمی و ششمی و ... یازدهمی که غایب بود و تلفنی خواسته بود که من توبه کنم . جو کلی جلسه براین بود که کار نوشتن نامه به رهبر آنهم با آن ادبیات ، گناه بزرگی است و باید نوری زاد اخراج شود اما می شود اغماض کرد و به شرطها و شروطها او را ابقا کرد . حالا نوبت به من رسید . گفتم :

دوستان ، انجمن قلم برای شما . من نیامده ام که راهی برای ماندنم جستجو کنم . دعوت کردید آمدم . من رسما خودم خودم را از انجمن قلم مستعفی اعلام می کنم . تاکنون نه یک ریال وام از شما گرفته ام نه کتابی دراینجا از من چاپ شده و نه بهره ای از برپایی این انجمن برده ام . درحد خودم هم زحمت کشیده ام . درعین حال که می بینم برخی از شمادوستان حاضر بهره های خوبی از این انجمن برده اید و می برید . این از این . اما در باره نامه : من به بند به بند نامه ای که برای رهبر نوشته ام ایمان دارم و حتی آن را ذخیره ای برای آخرتم می دانم .

به دومی گفتم : این شما هستید که باید بخاطر سکوتتان درقبال فاجعه های اخیر توبه کنید . من چرا باید توبه کنم ؟ شمایی که خود را اهل قلم می دانید و برای فلان مسئله کوچک بیانیه می دهید چرا نسبت به فاجعه ای که درجامعه ما رخ داد ، سکوت کرده اید ؟ رسالت قلم که می گویند کجا ها باید خودش را نشان بدهد ؟ گفتم : شما اگر به رسالت قلم معتقدید باید بعد از انتشار نامه خیرخواهانه و مودبانه من ، به اسم انجمن قلم بیانیه می دادید که : نامه نوری زاد ، نامه ما هم هست . این نامه عین بهره بردن از ظرفیت های ناب شیعه است . که یک کوچکتر می تواند به بزرگتر خانواده نامه ای اینچنینی بنویسد و او را خطاب قرار دهد .

به اولی گفتم : شما که می گویید من با نوشتن این نامه دل امام زمان را شکسته ام آیا از ایشان دستخطی مبنی بردلشکستگی شان دارید ؟ یا از جانب خداوند نوشته ای دریافت کرده اید ؟


گفت : من استنباط می کنم . گفتم : استنباط آخرین مرحله از مراحل کشف حقیقت است . آنجا که همه درها به روی آدم بسته شده باشد . مثل درهای عقل و دین و قرآن و مشهورات دینی .


گفتم : علت این که شماها سخت برمن می تازید این است که پسران و دخترانتان صحیح و سالم درکنارتان هستند . اگر به پسران و دختران شما تجاوز شده بود الان آسمان را به زمین دوخته بودید . گفتم : اینهمه خونی که در این واقعه به زمین ریخته شد و اینهمه ظلمی که صورت گرفته به اندازه ربوده شده یک خلخال از پای زن یهودی مطابقت ندارد ؟ که رهبرما بفرمایند : از شنیدن این خبراگر مومنین بمیرند جای ملامت نیست ؟!

و گفتم : شما چه بخواهید و چه نخواهید ، جامعه ما دچار یک شکاف بسیار بزرگ شده است . این یعنی فاجعه . یعنی طوفانی که به طرف ما می آید و ما را خواهد روبید .

وگفتم : نامه من ، عین ادب و خردمندی و خیرخواهی است . نامه من عین بهره بردن از ظرفیت های یک جامعه شیعی است . من کاری به جوامع دیگر ندارم .

گفتم : درنامه امام علی به مالک اشتر آمده که : جامعه ای که ضعفای آن در ابراز حق خود دچار لکنت شوند ، رو به ویرانی است . دوستان ، جامعه ما دچار لکنت شدید است . چرا این اصل مسلم را که به چشم خود می ببینید انکار می کنید ؟

گفتم : چرا اینهمه خطال مسئولان را نمی بینید ؟ من رسما می گویم : صداوسیمای ما شاید اولین صداوسیمای پرسانسور جهان باشد . این درکجای دین ما قرار می گیرد ؟ صداوسیمایی که روز روشن دروغ می گوید . چرا اعتراض نمی کیند ؟ علتش را بگویم ؟ علتش منافعی است که می برید . منافعی است که دارید و نمی خواهید از دست بدهید . من برهمه داشته های خود پای گذارده ام . برخودم خانواده ام دارو ندارم . اگر شما هم بتوانید برداشته های خود پابگذارید می توانید عریانی حقیقت را ببیند. این پرده های وابستگی ، چشم حق بین مارا بسته است دوستان .

یکی از خانمها گفت : آقای نوری زاد شما با این کارتان آیا نتیجه ای که می خواستید گرفتید ؟ گفتم : ما مامور به وظیفه هستیم ، مامور به نتیجه ؟ نیستیم .


نگذاشتم سخن به درازا بکشد . گفتم : خداحافظ . و بیرون آمدم . برای همیشه .

   21/7/1388 - 3:03:13 PM    
به نام خداوند جان وخرد
در فرهنگ دینی ما آمده است: انما الاعمال بالنیات.
جناب آقای نوری زاد:اگر قصد خیرخواهی داشته ودارید،این حق گویی مبارکتان باد. امید که در اصلاح امر جامعه موثر افتد. ان شاء الله...

   23/7/1388 - 3:42:50 PM    
به خداوندی احد وصمد سخنان شما عین دینداری است

   نام          پست الکترونیکی     
   
(وارد کردن نام و آدرس پست الکترونیکی الزامی نیست)

      


Copyright © 2005 Mellatnews All rights reserved.